توانمندسازی نیروی انسانی برای رونق تولید


نیروی انسانی، سرمایه و فناوری سه نهاد اصلی تولید را تشکیل می دهد و نادیده گرفتن هر یک از اینها، رشد تولید و اقتصاد جامعه را با مشکل روبرو می کند.


به گزارش «میدون»،کیفیت و افزایش تولید، ارتباط مستقیمی با توانمندی نیروی کار دارد و بدون این مهم نمی توان امیدوار به بهره وری در واحد تولیدی بود.
اما همه مسایل نیروی انسانی این نیست بلکه برای تولید بیشتر به وسایل روز و پیشرفته و با کیفیت نیازمند است. نمی توان از تولید انبوه و با کیفیت سخن گفت اما نسبت به تهیه لوازم تولید آن بی توجه بود.
بنابراین در رشد و رونق تولید، علاوه بر سه نهاد اصلی یاد شده، به تجهیزات پیشرفته نیز نیازمند است تا نیروی انسانی بتواند با کمترین زمان به تولید بهترین محصولات اقدام کند.
با اینحال فقط تجهیزات مناسب و خوب نمی تواند موفقیت یک واحد تولیدی را تضمین کند بلکه در کنار آن باید نیروی انسانی نیز بتواند از آن ابزار و ماشین آلات به خوبی استفاده کند تا به تولیدات با کیفیت و انبوه برسد.
نیروی کار به طور قطع به اطلاعات به روز برای تولید کیفی نیازمند است. این اطلاعات معمولا در دوره های همان واحد تولیدی یا مدارس و دانشگاه ها به این نیروها ارائه می شود.
همه افرادی که درآینده به عنوان نیروی کار در واحدهای تولیدی به کارگمارده می شوند از نظام آموزش و پرورش و دانشگاه ها وارد این کارخانه ها می شوند.
در زمان حاضر سیستم آموزش و پرورش کشور و دانشگاه ها چنین نیروهایی تربیت نمی کنند تا به طور مستقیم وارد بازارکار شوند در حالی که در کشورهای اروپایی این وضعیت به مراتب بهتر از ایران است.
ایجاد رشته های مدارس و حتی دانشگاه ها براساس نیازهای بومی نیست و بدتر ازهمه اگر هم، چنین رشته هایی وجود داشته باشد محتوای آموزشی آن ها متناسب با نیازهای بازارکار نیست و فارغ التحصیلان این نظام هرگز نمی توانند حتی بخش کوچکی از توقعات بازار را برآورده کنند.
مدارس و دانشگاه ها در تربیت نیروی انسانی، کارنامه قابل قبولی ندارند و شوربختانه آینده روشنی درخصوص ارتقای کیفیت این آموزش ها نیز دیده نمی شود یعنی مدارس و دانشگاه ها در بحت محتوای آموزشی بدون توجه به توقعات بازارکار، راه خود را می روند.
در زمان حاضر اغلب مدارس و دانشگاه ها با شهریه دانش آموزان و دانشجویان به کار خود ادامه می دهند و به طور قطع فراگیران این نظام و جامعه انتظار دارند با پرداخت این هزینه های گزاف بتوانند بخشی از مهارت های مورد نیاز بازارکار را از همین مراکز دریافت کنند.
اما خیلی از فارغ التحصیلان بدون داشتن مهارت لازم وارد جامعه می شوند و چنانچه در مرکزی نیز جذب شوند نیازمند آموزش های تکمیلی هستند که به ناچار باید آن را در مراکز بیرون یا واحد کار خود بیاموزند که بسیاری از واحدهای کار، تشکیل چنین دوره های آموزشی را در برنامه های خود ندارند و در نتیجه فرد نمی تواند به ادامه فعالیت امیدوار باشد.
در مجموع باید گفت برای رونق تولید و رشد اقتصادی به نیروهای توانمند و کارآمد نیازمند است که یکی از راه های آن آموزش و سپس کسب تجربه در میدان کار است.
جامعه ما در هر دو موضوع یعنی آموزش و میدان کسب تجربه با مشکل روبروست یعنی مراکز آموزش ما، آموزش های متناسب با بازار را ارائه نمی دهند بنابراین فارغ التحصیلان بدون کسب مهارت، مراکز آموزشی را ترک می کنند و به طورطیبعی در بازارکار جایی نخواهند داشت.
مساله دیگر، کسب تجربه است که فارغ التحصیل بدون داشتن مهارت اولیه هرگز شانس ورود به واحد کار را پیدا نخواهد کرد تا تجربه ای کسب کند. این مسایل از مشکلات دسترسی به کار در جامعه است و زمانی این مساله رفع خواهد شد که همه دستگاه ها در جای خود به وظایف خود به درستی عمل کنند.
ارتباط بین مراکز آموزشی یعنی مدرسه و دانشگاه با واحدهای تولیدی، کارخانجات و در نهایت بازارکار از ضرورت های جامعه ماست زیرا در این وضعیت می توان دریافت  بازارکار از مراکز آموزشی چه می خواهند و مراکز آموزشی نیز درخواهند یافت که بازارکار چه نیروهایی و با چه میزان مهارت نیاز دارند تا براساس آن به تربیت نیرو و مهارت آموزی به دانش آموزان و دانشجویان اقدام کنند.

انتهای پیام/

پست های مرتبط

نظرات (0)

ثبت نظر جدید

logo-samandehi